1
00:00:08,200 --> 00:00:14,990
‫-چشمان سوگوار-

2
00:01:31,570 --> 00:01:35,950
‫قسمت ۸

3
00:01:41,530 --> 00:01:45,500
‫هی خانم، بالا رفتن از همچین ارتفاعی خطرناکه.

4
00:01:45,500 --> 00:01:46,950
‫راستش...

5
00:01:48,330 --> 00:01:50,460
‫نمی‌تونم بیام بیرون! گیر کردم!

6
00:01:50,980 --> 00:01:52,990
‫داری خودتو بامزه نشون می‌دی یا واقعاً خنگی؟

7
00:01:52,990 --> 00:01:53,710
‫کمکت می‌کنم.

8
00:02:01,130 --> 00:02:01,930
‫ممنون.

9
00:02:01,930 --> 00:02:05,200
‫واو. فقط شیاطین می‌تونن انقدر خوشگل باشن!

10
00:02:05,200 --> 00:02:06,140
‫سلام شیطان!

11
00:02:06,420 --> 00:02:09,600
‫من شیطان نیستم، فقط یه دخترِ بامزه‌م.

12
00:02:10,610 --> 00:02:12,760
‫کارت متروی کالج کاسل؟

13
00:02:13,430 --> 00:02:15,360
‫و... کنایه‌م رو هم متوجه شدی!

14
00:02:16,000 --> 00:02:18,320
‫سلام، من «لو مینگ‌فی» هستم،
‫از گروه تاریخ.

15
00:02:18,610 --> 00:02:20,990
‫منم «شیا می» هستم، ورودی جدید امسال.

16
00:02:20,990 --> 00:02:23,160
‫«چو زیهانگ»، مهندسی مکانیک.

17
00:02:23,160 --> 00:02:25,290
‫اون بالا چیکار می‌کردی؟

18
00:02:26,380 --> 00:02:28,380
‫به خاطر اعتصاب یک هفته‌ای،

19
00:02:28,380 --> 00:02:30,690
‫نمی‌تونم برم کالج،
‫و پول هتل رو هم ندارم.

20
00:02:30,690 --> 00:02:32,970
‫واسه همین باید با هرچی که پیدا می‌کردم می‌ساختم.

21
00:02:32,970 --> 00:02:35,300
‫با این می‌تونم توی پارک چادر بزنم.

22
00:02:35,300 --> 00:02:36,920
‫مگه اجازه داری توی پارک چادر بزنی؟

23
00:02:36,920 --> 00:02:40,300
‫بهشون می‌گم کارگر متروی شیکاگو هستم!

24
00:02:41,380 --> 00:02:44,240
‫شیا می، تو هنوز کارت تأمین اجتماعی (شناسایی) نداری.

25
00:02:44,240 --> 00:02:45,970
‫اگه پلیس بازخواستت کنه،
‫ممکنه برات دردسر بشه.

26
00:02:45,970 --> 00:02:48,560
‫اگه مشکلی نداری،
‫دوست داری پیش ما بمونی؟

27
00:02:49,520 --> 00:02:52,350
‫تـ... جدی می‌گی؟

28
00:02:53,230 --> 00:02:54,690
‫حرف بدی زدم؟

29
00:02:54,690 --> 00:02:56,950
‫اینکه دو تا پسر یه دختر رو دعوت کنن پیششون بمونه،

30
00:02:56,950 --> 00:02:58,420
‫حتی اگه هم‌کلاسی باشن،

31
00:02:58,420 --> 00:03:00,590
‫ممکنه به عنوان داشتنِ نیت‌های شوم برداشت بشه.

32
00:03:00,590 --> 00:03:01,570
‫ببخشید، من...

33
00:03:01,570 --> 00:03:04,410
‫خیلی خوشحالم! آره، لطفاً!

34
00:03:05,490 --> 00:03:07,630
‫خوشحال می‌شیم کمکت کنیم.

35
00:03:07,630 --> 00:03:10,460
‫بیاید، اول بریم غذا بخوریم. دارم از گشنگی می‌میرم.

36
00:03:11,500 --> 00:03:14,080
‫صبر کن، به عنوان تشکر برات یه نوشابه می‌گیرم.

37
00:03:14,080 --> 00:03:15,290
‫بذار بعد از اینکه اتاق گرفتیم بخرش.

38
00:03:15,290 --> 00:03:18,170
‫بخرم؟ من نگفتم قراره پول بدم.

39
00:03:19,540 --> 00:03:24,430
‫تازه متوجه شدم کارکنا موقع بستن مغازه یادشون رفته
‫دستگاه نوشابه رو از برق بکشن.

40
00:03:24,430 --> 00:03:28,580
‫واو! یعنی می‌تونیم هرچقدر دلمون می‌خواد نوشابه مجانی بخوریم.

41
00:03:28,580 --> 00:03:31,640
‫اگه نوشابه منو بخوری، یه لطف بهم بدهکار می‌شی.

42
00:03:31,640 --> 00:03:32,950
‫لطفاً توی آینده کمکم کن.

43
00:03:32,950 --> 00:03:34,270
‫حتماً!

44
00:03:34,270 --> 00:03:35,610
‫من هواتو دارم!

45
00:03:36,720 --> 00:03:37,700
‫چه خبره؟

46
00:03:40,440 --> 00:03:42,990
‫نه، شیا می، مراقب باش که ازت سوءاستفاده نشه!

47
00:03:42,990 --> 00:03:46,700
‫حواست جمع باشه، مراقب آتیش‌سوزی،
‫دزدی و داداشات باش!

48
00:03:53,190 --> 00:03:55,380
‫«آن از زمین به سوی آسمان عروج می‌کند»

49
00:03:55,380 --> 00:03:57,120
‫«و دوباره به زمین باز می‌گردد.»

50
00:03:58,000 --> 00:04:02,420
‫هی داداش، می‌شه خوندن اون متن‌های عجیب رو تموم کنی؟

51
00:04:02,880 --> 00:04:04,180
‫بیا یکم تلویزیون ببین.

52
00:04:04,180 --> 00:04:05,690
‫اینا متن‌های عجیب نیستن.

53
00:04:05,690 --> 00:04:08,210
‫این «لوح زمرد»ـه، یه متن کیمیاگری باستانی.

54
00:04:09,190 --> 00:04:10,720
‫چه فرقی می‌کنه؟

55
00:04:11,520 --> 00:04:15,670
‫هی داداش، دو تا پسر و یه دختر
‫دارن توی یه اتاق می‌مونن.

56
00:04:15,670 --> 00:04:18,190
‫کمیته انضباطی کالج تنبیه‌مون نمی‌کنه؟

57
00:04:19,130 --> 00:04:21,070
‫کمیته انضباطی اهمیت نمی‌ده.

58
00:04:21,620 --> 00:04:24,420
‫ولی اون گفت اگه براش یه اتاق جدا بگیرم،

59
00:04:24,420 --> 00:04:26,070
‫یه لطف بزرگ بهم بدهکار می‌شه،

60
00:04:26,070 --> 00:04:28,240
‫و ترجیح می‌ده بره تو پارک چادر بزنه.

61
00:04:28,690 --> 00:04:31,120
‫«بدین وسیله، تو شکوه تمام جهان را خواهی داشت»

62
00:04:31,120 --> 00:04:33,290
‫«و بدین ترتیب تمام تیرگی‌ها از تو پر خواهند کشید.»

63
00:04:33,290 --> 00:04:36,370
‫هی داداش، می‌تونی هر چقدر دلت می‌خواد بخونی،

64
00:04:36,370 --> 00:04:37,590
‫ولی چرا یه جا نمی‌شینی؟

65
00:04:37,590 --> 00:04:39,860
‫فقط دارم «حالت ایستادن» رو تمرین می‌کنم.

66
00:04:39,860 --> 00:04:41,440
‫هر شب نیم ساعت می‌ایستم.

67
00:04:41,440 --> 00:04:42,940
‫برای ستون فقرات خیلی خوبه.

68
00:04:42,940 --> 00:04:43,920
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

69
00:04:43,920 --> 00:04:46,720
‫داداش، متن اصلی نیوتن اینه:

70
00:04:46,720 --> 00:04:50,320
‫«آن از زمین به سوی آسمان عروج می‌کند و دوباره...»

71
00:04:50,320 --> 00:04:51,610
‫اینجوری هم می‌شه ترجمه‌ش کرد:

72
00:04:51,610 --> 00:04:53,750
‫«"یگانه" از زمین به سوی آسمان عروج می‌کند،»

73
00:04:53,750 --> 00:04:55,410
‫«سپس دوباره به زمین باز می‌گردد،»

74
00:04:55,410 --> 00:04:58,120
‫«و قدرت هر دو قلمروی بالا و پایین را جذب می‌کند.»

75
00:04:58,120 --> 00:05:00,830
‫«بنابراین، تو شکوه تمام جهان را تصاحب خواهی کرد،»

76
00:05:00,830 --> 00:05:02,290
‫«و از جهالت رها خواهی شد.»

77
00:05:02,780 --> 00:05:03,780
‫لوح زمرد رو می‌شناسی؟

78
00:05:03,780 --> 00:05:06,660
‫کلمه «آن» کلیدِ درک این جمله‌ست.

79
00:05:06,660 --> 00:05:08,320
‫دقیقاً «آن» به چی اشاره داره؟

80
00:05:08,320 --> 00:05:11,830
‫«آن» رو می‌شه به عنوان فلزی تعبیر کرد که در کیمیاگری با آتش سوخته.

81
00:05:11,830 --> 00:05:15,160
‫هی، صبر کن. چرا تو هم چسبیدی به دیوار ایستادی، آبجی؟

82
00:05:15,160 --> 00:05:18,590
‫منتظرم موهام خشک بشه، همزمان حالت ایستادن رو تمرین می‌کنم.

83
00:05:18,590 --> 00:05:19,850
‫راستی داداش،

84
00:05:19,850 --> 00:05:22,170
‫لوح زمرد قطعه‌ای از متون مقدسِ «راجای اژدها»ست،

85
00:05:22,170 --> 00:05:24,890
‫که همه‌ش توسط نسل‌های بعدی بازتفسیر شده، پس...

86
00:05:23,900 --> 00:05:24,890
‫صبر کن.

87
00:05:26,170 --> 00:05:28,270
‫آبجی، تو راجع به اژدهایان می‌دونی؟

88
00:05:28,270 --> 00:05:29,640
‫مگه ورودی جدید نیستی؟

89
00:05:29,640 --> 00:05:31,360
‫من دانشجوی دوره آمادگی‌ام.

90
00:05:31,360 --> 00:05:33,820
‫آزمون 3E برای دانشجوهای دوره آمادگی زودتر برگزار می‌شه،

91
00:05:33,820 --> 00:05:36,480
‫واسه همین وجودِ راجای اژدها برای من راز نیست.

92
00:05:37,050 --> 00:05:39,100
‫آمادگی؟ اون دیگه چیه؟

93
00:05:39,810 --> 00:05:41,710
‫شعبه‌ی کالج توی «شین‌گو»،

94
00:05:41,710 --> 00:05:44,610
‫دانش‌آموزای دبیرستانی که خط خونی اژدها دارن رو جذب کلاس‌های آمادگی می‌کنه.

95
00:05:44,990 --> 00:05:48,350
‫اگه خط خونی‌شون به اندازه کافی قوی باشه، بعد از فارغ‌التحصیلی مستقیم می‌رن پردیس اصلی.

96
00:05:48,350 --> 00:05:51,010
‫آره! من آزمون 3E رو ترکوندم.

97
00:05:51,010 --> 00:05:53,420
‫شیا می، متولد پایتخت شین‌گو.

98
00:05:53,420 --> 00:05:57,790
‫مؤنث. متولد ۲۲ ژانویه. محصل دبیرستان وابسته به پایتخت و سپس کلاس آمادگی،

99
00:05:57,790 --> 00:05:59,020
‫ساکن پایتخت.

100
00:05:59,020 --> 00:06:00,880
‫دارای پدر، مادر و یک برادر بزرگتر.

101
00:06:02,160 --> 00:06:03,130
‫تو...

102
00:06:03,570 --> 00:06:05,800
‫هی! داری سوابق منو چک می‌کنی؟

103
00:06:05,800 --> 00:06:07,790
‫این اطلاعاتیه که «نورما» از مرکز فرستاده.

104
00:06:07,790 --> 00:06:09,340
‫ما باید بدونیم تو کی هستی.

105
00:06:10,240 --> 00:06:11,650
‫توی اون آیپده.

106
00:06:12,260 --> 00:06:13,680
‫لو مینگ‌فی، لطفاً بده به شیا می.

107
00:06:15,030 --> 00:06:16,180
‫خودت نمی‌تونی این کارو بکنی؟

108
00:06:16,500 --> 00:06:18,230
‫من هنوز مشقام رو تموم نکردم.

109
00:06:18,230 --> 00:06:20,900
‫هی، شخصیتت داره کم‌کم تغییر می‌کنه ها.

110
00:06:21,320 --> 00:06:22,600
‫مشق؟

111
00:06:22,600 --> 00:06:24,820
‫آه، آره. منم باید یکم بنویسم.

112
00:06:24,820 --> 00:06:25,850
‫نزدیک بود یادم بره.

113
00:06:28,110 --> 00:06:30,820
‫خیلی خب! داداش، لطفاً کمک کن بیارمش.

114
00:06:28,580 --> 00:06:30,820
‫لو مینگ‌فی، لطفاً کمک کن بیارمش.

115
00:06:31,460 --> 00:06:32,370
‫داری مسخره‌م می‌کنی.

116
00:06:32,630 --> 00:06:33,990
‫داداش، خواهش!

117
00:06:33,990 --> 00:06:35,240
‫گول این حرفا رو نمی‌خورم!

118
00:06:35,530 --> 00:06:36,750
‫خواهش می‌کُنم~

119
00:06:38,640 --> 00:06:41,870
‫باشه... تکنیک لوس کردنت جواب داد.

120
00:06:43,440 --> 00:06:44,560
‫داداش، تو بهترینی!

121
00:06:44,560 --> 00:06:45,880
‫آره، حتماً.

122
00:06:45,880 --> 00:06:47,060
‫معلومه که هستم.

123
00:06:48,350 --> 00:06:49,350
‫بفرما.

124
00:06:50,050 --> 00:06:52,450
‫این اولین باره که پرونده خودمو می‌بینم.

125
00:06:56,560 --> 00:06:58,860
‫این... تویی؟

126
00:07:00,300 --> 00:07:02,310
‫تو خیلی عجیب‌غریبی.

127
00:07:04,560 --> 00:07:06,020
‫به من نخند!

128
00:07:06,020 --> 00:07:07,830
‫باشه، بهت نمی‌خندم.

129
00:07:07,830 --> 00:07:12,870
‫به هر حال، لوح زمرد شبیه
‫یه جور رمان از شین‌گو به نظر میاد.

130
00:07:13,190 --> 00:07:16,650
‫لوح زمرد یه کتاب باستانی مربوط به ۱۰۰ سال قبل از میلاده،

131
00:07:16,650 --> 00:07:19,870
‫که روی یه لوح یشمی سبز حکاکی شده، واسه همینه که اسمش اینه.

132
00:07:21,230 --> 00:07:24,120
‫توی یه تالار مخفی زیر یه هرم کشف شده،

133
00:07:24,120 --> 00:07:26,010
‫و به عنوان منشاء کیمیاگری شناخته می‌شه.

134
00:07:26,010 --> 00:07:27,330
‫نویسنده‌ش کیه؟

135
00:07:27,330 --> 00:07:31,320
‫نویسنده ادعا کرده که «هرمس»، خدای سه‌گانه اساطیر مصره.

136
00:07:31,320 --> 00:07:32,050
‫یه خدا؟

137
00:07:35,030 --> 00:07:39,180
‫خب، اگه توی این دنیا اژدها وجود داره،
‫جای تعجب نیست که خدایان هم باشن، نه؟

138
00:07:39,180 --> 00:07:41,320
‫راستی، بر اساس چیزی که الان گفتی،

139
00:07:41,830 --> 00:07:43,640
‫اگه «یگانه» به روح اشاره داره،

140
00:07:43,640 --> 00:07:45,150
‫پس آیا قلمروهای بالا و پایین

141
00:07:45,150 --> 00:07:48,000
‫به دنیاهای معنوی متفاوت اژدهایان و انسان‌ها اشاره می‌کنن؟

142
00:07:48,000 --> 00:07:50,620
‫آره، می‌تونی اینطوری تفسیرش کنی.

143
00:07:50,620 --> 00:07:54,960
‫فرایندی از تکامل انسان به اژدها رو توصیف می‌کنه، که منجر به روشنگری می‌شه.

144
00:07:54,960 --> 00:07:58,580
‫کتاب واقعاً می‌گه که انسان‌ها می‌تونن به اژدها تکامل پیدا کنن.

145
00:07:59,120 --> 00:08:01,410
‫قطعی نیست.

146
00:08:01,410 --> 00:08:04,370
‫بعضی از محققان قرون وسطاییِ لوح زمرد معتقد بودن که

147
00:08:04,370 --> 00:08:08,320
‫نویسنده «بی‌نهایت به خدایان نزدیک شد» و «قوانین خدایان را دزدید.»

148
00:08:08,320 --> 00:08:13,010
‫از ترس اینکه این قوانین توسط مردم عادی درک بشه، از زبان رمزآلود استفاده کردن.

149
00:08:13,610 --> 00:08:17,010
‫این موضوع همچنین منجر به عدم قطعیت در ترجمه فعلی شده.

150
00:08:17,010 --> 00:08:18,610
‫زبان رمزآلودی که گفتی...

151
00:08:18,610 --> 00:08:20,930
‫منظورت متن آیینی به زبان مصر باستانه؟

152
00:08:21,250 --> 00:08:26,570
‫در قرن هفتم میلادی، زبان عربی جایگزین زبان مصری به عنوان زبان رایج مصر شد،

153
00:08:26,570 --> 00:08:28,360
‫بنابراین رمزگشایی متن آیینی دشواره.

154
00:08:28,360 --> 00:08:33,150
‫بنابراین، ترجمه برگرفته از نیوتن که استفاده کردی احتمالاً خطاهای زیادی داره.

155
00:08:33,150 --> 00:08:34,110
‫خطا؟

156
00:08:34,110 --> 00:08:36,950
‫مثلاً، ترجمه‌ای که الان استفاده کردی می‌گفت:

157
00:08:36,950 --> 00:08:38,940
‫«یگانه از زمین به سوی آسمان عروج می‌کند،»

158
00:08:38,940 --> 00:08:40,640
‫«سپس دوباره به زمین باز می‌گردد،»

159
00:08:40,640 --> 00:08:43,520
‫«و قدرت هر دو قلمروی بالا و پایین را جذب می‌کند.»

160
00:08:43,520 --> 00:08:45,150
‫طبق تفسیر تو،

161
00:08:45,150 --> 00:08:47,000
‫اگه انسان‌ها بتونن به اژدها تکامل پیدا کنن،

162
00:08:47,000 --> 00:08:49,200
‫نیازی ندارن به دنیای انسانی برگردن.

163
00:08:49,200 --> 00:08:51,330
‫نویسنده می‌خواد خودش رو از جهالت دور نگه داره.

164
00:08:51,330 --> 00:08:53,780
‫چرا باید از دخترای بامزه فاصله بگیره (خودش رو دور نگه داره)؟ مگه چیکار کردن؟

165
00:08:53,780 --> 00:08:56,010
‫پس چرا «دوباره به زمین بازگشت»؟

166
00:08:56,010 --> 00:08:58,550
‫مگه «از زمین به آسمان» هدف نهایی تمام کیمیاگری نیست؟

167
00:08:58,550 --> 00:09:01,720
‫از زمین به آسمان، از آسمان به زمین،

168
00:09:01,720 --> 00:09:06,980
‫چقدر همه چیز شگفت‌انگیزه، چقدر شگفت‌انگیز...

169
00:09:06,980 --> 00:09:07,570
‫داری چی...

170
00:09:07,570 --> 00:09:11,260
‫بین آسمان و زمین، یه لایه دیگه وجود داره.

171
00:09:11,260 --> 00:09:14,800
‫اون لایه پُر از آدم‌هاست.

172
00:09:14,800 --> 00:09:16,800
‫...پُر از آدم‌ها.

173
00:09:16,800 --> 00:09:17,840
‫خوب همراهی کردی.

174
00:09:18,460 --> 00:09:19,760
‫فقط باهات راه اومدم.

175
00:09:19,760 --> 00:09:23,290
‫مگه ما... نداشتیم بحث علمی می‌کردیم؟

176
00:09:23,290 --> 00:09:25,080
‫چرا یهو زدیم تو کار خوندن آهنگای قدیمی؟

177
00:09:25,360 --> 00:09:29,330
‫به خاطر جوونی. جوونی یعنی داشتن بحث‌های علمی از طریق آواز.

178
00:09:29,330 --> 00:09:30,790
‫داداش، تو هم باید بیای تو بازی.

179
00:09:30,790 --> 00:09:33,010
‫من... خیلی اهل آهنگ نیستم.

180
00:09:33,010 --> 00:09:35,120
‫یه آهنگ قدیمی هست که حتماً بلدی.

181
00:09:35,120 --> 00:09:36,320
‫من شروع می‌کنم، تو هم بیا.

182
00:09:36,320 --> 00:09:40,120
‫اون ورِ کوه و اون ورِ دریا،
‫یه گروه از اسمورف‌ها بودن.

183
00:09:38,240 --> 00:09:39,550
‫این یکی رو بلدم.

184
00:09:40,120 --> 00:09:42,000
‫اونا سرزنده و باهوش بودن.

185
00:09:42,000 --> 00:09:43,760
‫اونا شیطون و فرز بودن.

186
00:09:43,760 --> 00:09:47,310
‫آزاد و شاد توی جنگل سبز زندگی می‌کردن.

187
00:09:47,310 --> 00:09:50,720
‫اونا مهربون و شجاع بودن،
‫و همدیگه رو دوست داشتن.

188
00:09:50,300 --> 00:09:51,560
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم...

189
00:09:50,720 --> 00:09:53,360
‫اوه... اسمورف‌های دوست‌داشتنی!

190
00:09:52,410 --> 00:09:56,180
‫چو زیهانگ حاضر بشه این بازی عجیب رو باهامون بکنه.

191
00:09:54,130 --> 00:09:57,200
‫اوه... اسمورف‌های دوست‌داشتنی!

192
00:09:57,200 --> 00:09:58,320
‫قدیما...

193
00:09:59,730 --> 00:10:00,980
‫فقط «لائو تانگ»...

194
00:10:03,750 --> 00:10:04,660
‫لائو تانگ...

195
00:10:07,720 --> 00:10:09,370
‫اگه لائو تانگ اینجا بود...

196
00:10:10,650 --> 00:10:11,500
‫اگه...

197
00:10:15,300 --> 00:10:16,700
‫هنوز اینجا بود...

198
00:10:28,270 --> 00:10:29,330
‫خوابی؟

199
00:10:30,000 --> 00:10:30,790
‫هنوز نه.

200
00:10:32,200 --> 00:10:33,500
‫بیدارت کردم؟

201
00:10:34,000 --> 00:10:36,360
‫راستش عادت ندارم
‫کنار کسی بخوابم.

202
00:10:39,600 --> 00:10:42,660
‫هی، حالا که خوابت نمی‌بره،
‫چطوره «استارکرفت» بازی کنیم؟

203
00:10:43,260 --> 00:10:46,790
‫من استارکرفت بلد نیستم،
‫ولی می‌تونیم شطرنج بازی کنیم.

204
00:10:47,090 --> 00:10:50,780
‫یک، دو، سه، چهار...

205
00:10:50,780 --> 00:10:53,290
‫مژه‌های داداش چقدر بلنده...

206
00:10:54,630 --> 00:10:57,120
‫بی‌خیال، تو حتی تا حالا
‫استارکرفت بازی نکردی.

207
00:10:57,120 --> 00:10:59,300
‫داداش، زندگی تو یه تراژدیِ کامله.

208
00:10:59,580 --> 00:11:00,720
‫متأسفم.

209
00:11:01,490 --> 00:11:05,350
‫راستی، اگه اون دخترایی که تحسینت می‌کنن بدونن که

210
00:11:05,350 --> 00:11:07,500
‫من قراره یه هفته باهات هم‌تخت بشم،

211
00:11:07,500 --> 00:11:08,890
‫حتماً حسابی به من حسودی می‌کنن.

212
00:11:34,330 --> 00:11:35,640
‫داداش...

213
00:11:38,590 --> 00:11:39,670
‫داداش؟

214
00:11:44,390 --> 00:11:45,600
‫کجاست؟

215
00:11:49,460 --> 00:11:53,890
‫چقدر بی‌وفا! یعنی اون دو تا کله سحر
‫منو قال گذاشتن و رفتن بیرون؟

216
00:11:57,280 --> 00:12:01,690
‫حالا که حرفش شد، یعنی «شیا می»
‫از چو زیهانگ خوشش میاد؟

217
00:12:02,330 --> 00:12:07,370
‫این خوشگله‌ی تازه‌وارد و اون داداشِ بی‌احساس
‫زوجِ کاملی می‌شن.

218
00:12:11,760 --> 00:12:14,320
‫چه صبح ساکتی...

219
00:12:15,010 --> 00:12:17,540
‫سکوت...

220
00:12:18,930 --> 00:12:19,970
‫نکنه...

221
00:12:21,590 --> 00:12:23,340
‫صبحانه!

222
00:12:35,410 --> 00:12:37,710
‫تازه بیدار شدی و یکم احساس خستگی می‌کنی.

223
00:12:37,710 --> 00:12:40,030
‫صبحانه رو توی تخت‌خواب سرو می‌کنم.

224
00:12:40,350 --> 00:12:42,610
‫خاویار روی نان سبوس‌دار تازه پخته شده،

225
00:12:42,610 --> 00:12:44,360
‫شیرینی دانمارکی با کشمش،

226
00:12:44,360 --> 00:12:46,160
‫یا سینه مرغ سوخاری با آبلیمو.

227
00:12:46,160 --> 00:12:47,690
‫کدومش رو می‌خوای، داداش؟

228
00:12:48,080 --> 00:12:50,540
‫من نون روغنی (یوتیائو) و پودینگ توفو (دوهوا) می‌خوام!

229
00:12:51,310 --> 00:12:51,870
‫مشکلی نیست.

230
00:12:55,080 --> 00:12:56,240
‫داری مسخره‌م می‌کنی؟

231
00:12:56,240 --> 00:12:58,770
‫مثل سرآشپزای فرانسوی رفتار می‌کنی ولی
‫چهار تا نون روغنی

232
00:12:58,770 --> 00:13:00,010
‫و دو کاسه پودینگ توفو جلوم گذاشتی؟

233
00:13:00,010 --> 00:13:02,510
‫فقط دو تا نون روغنی و یه کاسه پودینگ سهم توئه.

234
00:13:02,510 --> 00:13:04,180
‫نصف دیگه‌ش مال منه.

235
00:13:04,180 --> 00:13:05,430
‫ولی تو می‌تونی اول بخوری.

236
00:13:06,060 --> 00:13:10,070
‫نه، تو انقدر مهربون نیستی. نکنه دارم
‫توی خواب نون روغنی می‌خورم؟

237
00:13:10,070 --> 00:13:13,450
‫نکنه تو واقعیت دارم
‫یه کارت گرافیک 3090 رو گاز می‌زنم، هان؟

238
00:13:13,450 --> 00:13:14,720
‫چطور ممکنه؟

239
00:13:16,410 --> 00:13:19,440
‫تو مشتری هستی،
‫و همیشه حق با مشتریه.

240
00:13:19,440 --> 00:13:22,360
‫ما شیاطین همیشه با مشتریامون خوب رفتار می‌کنیم!

241
00:13:22,620 --> 00:13:24,280
‫مگه می‌شه نگران نباشم؟

242
00:13:24,280 --> 00:13:26,400
‫تو خیلی حیله‌گری. حریفت نمی‌شم!

243
00:13:27,020 --> 00:13:29,830
‫من این بار احضارت نکردم،
‫پس این دفعه حساب نیست.

244
00:13:29,830 --> 00:13:31,010
‫البته.

245
00:13:31,410 --> 00:13:33,570
‫امروز قراره اتفاقی بیفته.

246
00:13:33,570 --> 00:13:36,240
‫یه رویداد مهم پیش روت داری
‫که نیاز به پول داره.

247
00:13:36,240 --> 00:13:39,130
‫می‌دونم بی‌پولی، واسه همین اومدم
‫بهت یکم پول قرض بدم.

248
00:13:39,130 --> 00:13:40,300
‫لازم نکرده!

249
00:13:41,370 --> 00:13:42,280
‫لازم نکرده؟

250
00:13:42,750 --> 00:13:45,070
‫درخواست کمک از تو
‫یک چهارمِ عمرم رو هزینه داره!

251
00:13:45,070 --> 00:13:46,830
‫من هیچ نیازی به پول ندارم!

252
00:13:47,590 --> 00:13:50,300
‫این یه هدیه رایگان برای مشتریانه.

253
00:13:50,300 --> 00:13:52,280
‫اگه پول می‌تونه حلش کنه، پس مشکلی نیست.

254
00:13:53,000 --> 00:13:54,390
‫تو؟ مهربونی؟

255
00:13:55,060 --> 00:13:56,090
‫آره.

256
00:13:56,580 --> 00:14:02,940
‫توی این دنیا، من تنها کسی‌ام
‫که همیشه طرفِ تو بوده،

257
00:14:03,540 --> 00:14:04,570
‫چون...

258
00:14:05,530 --> 00:14:07,240
‫تو برادر منی.

259
00:14:08,110 --> 00:14:09,240
‫هی، چرا داری نوازش...

260
00:14:09,600 --> 00:14:10,660
‫داداش...

261
00:14:10,740 --> 00:14:13,330
‫داداش... داداش... داداش... داداش...

262
00:14:18,550 --> 00:14:19,540
‫چی...

263
00:14:20,800 --> 00:14:22,210
‫این دیگه چیه؟

264
00:14:24,000 --> 00:14:25,400
‫داداش، چی شده؟

265
00:14:27,360 --> 00:14:29,110
‫راستش، وقتی به عقب نگاه می‌کنم،

266
00:14:30,060 --> 00:14:31,900
‫هر وقت که درمونده می‌شدم،

267
00:14:32,950 --> 00:14:35,120
‫فقط اون کنارم می‌موند.

268
00:14:36,630 --> 00:14:40,110
‫تا وقتی که حاضر بودم باهاش معامله کنم،
‫قطعاً کمکم می‌کرد.

269
00:14:41,730 --> 00:14:43,230
‫درست مثل نزدیک‌ترین آدم...

270
00:14:44,480 --> 00:14:45,500
‫در تمامِ دنیا.

271
00:14:45,500 --> 00:14:46,600
‫داداش، تو...

272
00:14:47,280 --> 00:14:48,320
‫من خوبم.

273
00:14:49,630 --> 00:14:52,710
‫خب... بذار بیشتر راجع به پول حرف بزنیم.

274
00:14:53,500 --> 00:14:56,270
‫راه به دست آوردن پول،
‫مسلماً هنوزم از طریق «یان‌لینگ»ـه.

275
00:14:56,770 --> 00:15:00,300
‫«Show Me The Money»
‫یان‌لینگ موقتی برای این موقعیته.

276
00:15:00,300 --> 00:15:03,380
‫می‌تونی به عنوان نسخه ارتقاء یافته
‫«Show Me The Flower» بهش نگاه کنی.

277
00:15:03,380 --> 00:15:05,050
‫چه تأثیری داره؟

278
00:15:05,370 --> 00:15:07,960
‫دارایی‌هات رو ۱۰,۰۰۰ دلار افزایش می‌ده،

279
00:15:07,960 --> 00:15:09,670
‫و قابل استفاده مجدده.

280
00:15:10,230 --> 00:15:13,430
‫واو! چه دست و دلباز!
‫این دفعه واقعاً سنگ تموم گذاشتی!

281
00:15:13,700 --> 00:15:15,780
‫من دائماً دارم به مشتریا پاداش می‌دم.

282
00:15:15,780 --> 00:15:18,270
‫می‌شه لطفاً منو برای یه چیز مهم احضار کنی؟

283
00:15:18,270 --> 00:15:20,130
‫نه، هنوز می‌خوام زنده بمونم.

284
00:15:21,960 --> 00:15:24,420
‫خیلی خب، من دیگه باید برم.

285
00:15:24,420 --> 00:15:27,250
‫یادت باشه، خطر هیچ‌وقت دور نیست.

286
00:15:27,250 --> 00:15:28,780
‫هشیار باش،

287
00:15:28,780 --> 00:15:31,200
‫و همیشه اون گوشی رو همراهت نگه دار.

288
00:15:31,690 --> 00:15:34,510
‫راستی، یه نفر برات یه یادداشت
‫توی پذیرش گذاشته بود.

289
00:15:34,510 --> 00:15:36,320
‫سرِ راه با خودم آوردمش.

290
00:15:36,320 --> 00:15:37,900
‫روی چرخ‌دستیِ غذاست.

291
00:15:43,600 --> 00:15:45,320
‫همیشه مرموز و عجیب.

292
00:15:49,040 --> 00:15:51,300
‫انگار هیچ فرقی با قبل نکرده.

293
00:15:53,590 --> 00:15:54,680
‫یه یادداشت.

294
00:15:54,950 --> 00:15:57,190
‫«داداش مینگ‌فی، ما داریم می‌ریم بیرون.»

295
00:15:57,190 --> 00:16:00,140
‫«برات صبحانه سفارش دادم:
‫نون روغنی و پودینگ توفو.»

296
00:15:58,520 --> 00:16:00,140
‫-آبجی بامزه-

297
00:16:01,500 --> 00:16:02,990
‫چرخ‌دستی غذا هنوز اینجاست.

298
00:16:06,690 --> 00:16:08,650
‫انگار غذا واقعیه.

299
00:16:11,070 --> 00:16:14,600
‫لعنتی! روی نون روغنی سس تند ریختی!

300
00:16:14,600 --> 00:16:16,620
‫لو مینگزه، خیلی بی‌رحمی!

301
00:16:18,230 --> 00:16:20,410
‫اگه یه بار دیگه بهت اعتماد کنم، پسرت میشم!

302
00:16:21,350 --> 00:16:24,510
‫صبر کن، اگه صبحانه یه شوخی بوده...

303
00:16:25,120 --> 00:16:27,290
‫یان‌لینگِ پول‌ساز هم قابل اعتماد نیست، نه؟

304
00:16:27,290 --> 00:16:28,570
‫حرومزاده!

305
00:16:34,230 --> 00:16:35,300
‫مالِ منه...

306
00:16:40,340 --> 00:16:42,750
‫«این اعلانِ مأموریت است.»

307
00:16:42,750 --> 00:16:45,560
‫«لطفاً بلافاصله پس از دریافت،
‫به طبقه پایین بیایید.»

308
00:16:45,560 --> 00:16:48,570
‫«یک خودروی مشکی روبروی ورودی هتل
‫منتظر شماست.»

309
00:16:48,570 --> 00:16:51,980
‫«فرد داخل خودرو جزئیات مأموریت را
‫به شما خواهد گفت.»

310
00:16:52,940 --> 00:16:54,720
‫«خطر هیچ‌وقت دور نیست.»

311
00:16:54,720 --> 00:16:55,820
‫«هشیار باش.»

312
00:16:56,370 --> 00:16:58,320
‫یه نفر برات یه یادداشت
‫توی پذیرش گذاشته بود.

313
00:16:58,320 --> 00:16:59,800
‫روی چرخ‌دستیِ غذاست.

314
00:17:06,960 --> 00:17:10,140
‫مُهر و موم دست نخورده‌ست، پس محتویات امنه.

315
00:17:10,140 --> 00:17:13,080
‫شما باید مستقیم برای هیئت مدیره می‌فرستادیدش.

316
00:17:13,080 --> 00:17:17,200
‫فرستادنش اینجا، پس باید منتظر بمونیم
‫تا یه نفر از هیئت مدیره بیاد تحویلش بگیره.

317
00:17:17,200 --> 00:17:20,060
‫من مخصوصاً به چو زیهانگ گفتم برای ما بفرستتش،

318
00:17:20,060 --> 00:17:23,970
‫چون باید محتویاتش رو با چشمای خودم می‌دیدم.

319
00:17:24,350 --> 00:17:26,590
‫ها؟ شما... شما دیوونه شدید!

320
00:17:26,590 --> 00:17:30,070
‫شما دارید دزدکی اطلاعات فوق محرمانه
‫سطح SS هیئت مدیره رو می‌بینید! شما...

321
00:17:32,000 --> 00:17:33,940
‫این‌ها پرونده‌های محرمانه‌ای از

322
00:17:33,940 --> 00:17:38,030
‫پلیس شین‌گو درباره «جرایم فراطبیعی» در پنج سال گذشته‌ست.

323
00:17:39,010 --> 00:17:41,620
‫آیا پلیس شین‌گو از وجود راجای اژدها خبر داره؟

324
00:17:41,620 --> 00:17:44,600
‫معلوم نیست، اما قطعاً می‌دونستن که

325
00:17:44,600 --> 00:17:48,230
‫این مسائل فراتر از درک انسان‌های عادیه،

326
00:17:48,230 --> 00:17:49,080
‫مثل این یکی.

327
00:17:50,010 --> 00:17:52,450
‫چند سال پیش، در تاریخ ۱۵ جولای،

328
00:17:52,450 --> 00:17:56,290
‫طوفان لوتوس باعث سه روز بارندگی سیل‌آسا شد.

329
00:17:57,000 --> 00:17:58,580
‫در طول اون طوفان،

330
00:17:58,580 --> 00:18:04,670
‫یک سدان مایباخِ رها شده پیدا شد
‫که آسیب‌های شدید و غیرقابل توضیحی دیده بود.

331
00:18:04,670 --> 00:18:09,110
‫علاوه بر این، راننده از روی زمین محو شده بود.

332
00:18:09,110 --> 00:18:13,940
‫اون راننده، پدر بیولوژیکیِ چو زیهانگ بود.

333
00:18:15,960 --> 00:18:18,990
‫تعجبی نداره که هیئت مدیره چو زیهانگ رو
‫برای رهبری مأموریت انتخاب نکرد.

334
00:18:18,990 --> 00:18:22,930
‫استفاده از چو زیهانگ آخرین راه چاره بود،
‫اما نمی‌تونستن بهش اعتماد کنن.

335
00:18:22,930 --> 00:18:26,090
‫با این حال، من هیچ ربطی به این ماجرا ندارم!

336
00:18:26,090 --> 00:18:30,290
‫اما مجازاتت می‌کنن؛ توسط کالج مدرسه…
‫نه، توسط تشکیلات بالا دستی!

337
00:18:30,290 --> 00:18:33,840
‫نه، این موضوع به شما مربوطه.

338
00:18:33,840 --> 00:18:35,480
‫این رو ببینید.

339
00:18:39,120 --> 00:18:40,470
‫نیبلونگن؟

340
00:18:40,470 --> 00:18:42,840
‫سرزمینِ افسانه‌ای مردگان!

341
00:18:44,020 --> 00:18:47,830
‫یک فضای مجازی که توسط کیمیاگری خلق شده.

342
00:18:47,830 --> 00:18:51,680
‫نیبلونگن معمولاً توسط موجوداتی
‫در سطح «امپراتور اژدها» ساخته می‌شه.

343
00:18:51,680 --> 00:18:53,150
‫ولی این چه ربطی به من داره؟

344
00:18:53,610 --> 00:18:59,310
‫«پروژه نیبلونگن» یک برنامه غربالگری خط خونیه
‫که توسط هیئت مدیره رهبری می‌شه.

345
00:18:59,310 --> 00:19:03,660
‫این طرح دانشجوهای نخبه با رتبه A و بالاتر رو
‫برای آموزش‌های ویژه انتخاب می‌کنه،

346
00:19:04,100 --> 00:19:07,500
‫با هدفِ خلقِ قوی‌ترین دورگه

347
00:19:07,500 --> 00:19:10,370
‫برای کشتن امپراتور اژدها در نیبلونگن.

348
00:19:10,950 --> 00:19:16,550
‫با این حال، مدیر قبلاً سزار رو به عنوان
‫نامزدِ این طرح انتخاب کرده.

349
00:19:17,560 --> 00:19:19,500
‫وقتی همین الانش یه نامزد وجود داره،

350
00:19:19,500 --> 00:19:21,890
‫پس هدفِ این لیست چیه؟

351
00:19:22,450 --> 00:19:25,300
‫چون این طرح هدف دیگه‌ای هم داره،

352
00:19:25,300 --> 00:19:27,970
‫خلاص شدن از شر کسایی بین ما
‫که خط خونی مشکوک دارن!

353
00:19:27,970 --> 00:19:31,750
‫هر کسی توی این لیسته، دارای خط خونی مشکوک
‫تلقی می‌شه،

354
00:19:31,750 --> 00:19:33,900
‫از جمله دانشجوی من، چو زیهانگ،

355
00:19:33,900 --> 00:19:38,120
‫دانشجوی شما «چن موتونگ» (نونو)، و لو مینگ‌فی.

356
00:19:39,500 --> 00:19:41,500
‫حالا که این رو می‌دونید،

357
00:19:41,500 --> 00:19:45,870
‫هنوزم می‌خواید بگید که به شما ربطی نداره،

358
00:19:45,870 --> 00:19:47,040
‫رفقای قدیمی؟

359
00:19:52,000 --> 00:19:54,380
‫خط خونی مشکوک چطور تعریف می‌شه؟

360
00:19:54,380 --> 00:19:58,230
‫اگه نسبت خون اژدها از خون انسان بیشتر بشه،

361
00:19:58,230 --> 00:20:01,270
‫دورگه بیشتر شبیه اژدها می‌شه.

362
00:20:01,940 --> 00:20:06,840
‫با این حال، بروز خون اژدها می‌تونه
‫به صورت ژنتیکی نهفته هم باشه،

363
00:20:06,840 --> 00:20:10,600
‫که منجر به اژدها شدنِ تدریجیِ دورگه می‌شه.

364
00:20:11,180 --> 00:20:13,620
‫وقتی از آستانه خاصی عبور کنن،

365
00:20:13,620 --> 00:20:15,940
‫تبدیل به دشمن می‌شن.

366
00:20:16,270 --> 00:20:20,940
‫اگه هیئت مدیره تشخیص بده خط خونی‌شون خطرناکه،
‫چه اتفاقی می‌افته؟

367
00:20:20,940 --> 00:20:24,220
‫نمی‌کشنشون، اما از نظر تاریخی،

368
00:20:24,220 --> 00:20:30,150
‫اون‌ها از «لوبوتومی» برای پاکسازی کسایی که
‫خط خونی خطرناک دارن استفاده کردن.

369
00:20:30,150 --> 00:20:34,070
‫این یه نوع جراحی مغزه که ماده سفید رو
‫از قشر مغز خارج می‌کنه،

370
00:20:34,070 --> 00:20:35,760
‫و افراد رو به آدمای احمق تبدیل می‌کنه.

371
00:20:35,760 --> 00:20:42,540
‫لوبوتومی همچنین حیاتی‌ترین «طنین روحانی»
‫در خط خونی اژدها رو قطع می‌کنه.

372
00:20:46,240 --> 00:20:48,600
‫برای محافظت از شاگردام،

373
00:20:48,600 --> 00:20:51,310
‫من باید پرونده هر سه‌تاشون رو نابود کنم.

374
00:20:51,310 --> 00:20:54,560
‫خب، تصمیم شما چیه؟

375
00:20:55,430 --> 00:20:57,790
‫مینگ‌فی پسر خوبیه.

376
00:20:57,790 --> 00:21:00,070
‫نمی‌تونم اجازه بدم اونطوری باهاش رفتار بشه.

377
00:21:01,690 --> 00:21:04,690
‫شما چطور، پروفسور کلاین (گودریان)؟

378
00:21:05,630 --> 00:21:09,200
‫اصلاً نیازی هست جوابم رو بدم؟

379
00:21:11,580 --> 00:21:14,040
‫کیف با یه کیف جدید جایگزین شده،

380
00:21:14,040 --> 00:21:16,000
‫و مُهر و موم هم دوباره ساخته شده.

381
00:21:16,000 --> 00:21:17,880
‫پاکت نامه هم عوض شده.

382
00:21:17,880 --> 00:21:19,750
‫هیئت مدیره هرگز متوجه چیزی نمی‌شه.

383
00:21:20,320 --> 00:21:24,910
‫ولی پروفسور کلاین، این کارا به شما نمیاد.

384
00:21:25,770 --> 00:21:28,010
‫چرا دارید از چن موتونگ محافظت می‌کنید؟

385
00:21:28,420 --> 00:21:31,420
‫«لارس» دلایل خودشو داشت که
‫اون رو به من سپرد،

386
00:21:31,420 --> 00:21:33,810
‫ولی نمی‌تونم بهتون بگم دلیلش چی بوده.

387
00:21:33,810 --> 00:21:35,600
‫متوجه‌ام.

388
00:21:35,600 --> 00:21:37,060
‫پس لطفاً یادتون باشه!

389
00:21:37,830 --> 00:21:40,200
‫این ماجرا هیچ ربطی به ما نداره.

390
00:21:40,200 --> 00:21:42,300
‫قبل از اینکه چو زیهانگ مدارک رو پس بگیره،

391
00:21:42,300 --> 00:21:46,120
‫شکارچیان (هانترها) قبلاً بخشی از اون‌ها رو برده بودن.

392
00:21:46,120 --> 00:21:48,300
‫منظورم همون‌هاییه که ما سوزوندیم.

393
00:21:51,910 --> 00:21:53,500
‫خاکسترها رو از بین ببرید.

394
00:21:53,500 --> 00:21:54,660
‫من در رو باز می‌کنم.

395
00:21:58,710 --> 00:22:00,990
‫سلام، شما پروفسور کلاین هستید؟

396
00:22:00,990 --> 00:22:03,110
‫من «پارسی» هستم، منشی هیئت مدیره.

397
00:22:03,110 --> 00:22:05,730
‫فرستاده شدم تا یک کیف رو تحویل بگیرم.

